زنبور داری
زندگی زنبور عسل 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه



السلمانی منّی و زنبور داری

سلمانی منّی و زنبور داری

باآرزوی قبولی عبادتهای بندگان خدا در ماه رمضان  

همه ما سرگذشت  زندگی سلمان فارسی را می دانیم و ضرب المثل معروف السلمانی منّی را هم شنیده ایم و وقتی یک حرف سرّی و خصوصی داریم ولی کسی که زیاد غریبه نیست این ضرب المثل را بکار گرفته و راز خود را بر زبان می آوریم . هدف ما از بکار بردن این ضرب المثل  برای آن است که شخص مورد نظر حواسش باشد و احساس نزدیکی به ما کرده و این راز ما را پیش سخن چینها و افراد ی که دنبال بهانه جویی ومرض آبرو ریزی دارند  برملا نکند . با این مقدمه  به اصل مطلب بر گردیم

شاید خواننده محترم بپرسد که این ضرب المثل با زنبورداری ما چه رابطه ای دارند ؟ برای اینکه  به جواب برسد باید داستان ما را بخواند .

السلمانی منّی و زنبور داری

در آذربایجان غربی مناطق ییلاقی زیادی وجود دارند که برای زنبورداری بسیار مناسب است و ازاین مناطق یکی منطقه سیه چشمه که محال بَبَجیک و دیگری محال آواجیق است . با توجه به اینکه منطقه چایپاره از لحاظ اقلیمی گرم و آران ( یا قشلاق )  است لذا اهالی چایپاره خصوصا چورسیها هر کدام که تعدادی کندو داشتند باهم متفق می شدند وشبانه با چهار پایان  کندو ها را به ییلاقات حمل می کردند . اما هر دو منطقه علیرغم داشتن بهار سر سبز و هوای خنک آب کمی دارند که یکی از مشکلات روستاهای آن است .

دربهار آن سال حاجی نوراله کندو های خود را در بَبَجیک مستقر کرده بود و اتفاقا هم  زنبورانش عسل زیاد و خوبی را جمع کرده بودند  وپاییز که وقت برداشت محصول ( بریدن عسل بود ) چند نفر از نزدیکان خود را به زنبورستان می برد و برداشت را شروع می کند . از همراهان  او یکی اسداله جوانی 20ساله بود که آن سال در کارهای کشاورزی و روستایی به حاج نوراله کمک  می کرد . اسداله جوان زبر و زرنگی بود و البته اهل شوخی و زبانی حماسی ُ بلبلی و با شد و مد داشت . بقیه ی همراهان برادرانش و یکی دو نفر دیگر بود ند.

  بریدن عسلها آنروزها با وسایل ابتدایی که وجود داشت سخت بود از جمله آن موقع این کلاههای مدرن امروزی وجود نداشت و زنبورداران با یک چارقد که به سرشان می بستند با شانبر که یک میله فلزی دراز تقریبا به اندازه طول  خود کندوی سبدی بود و یک انتهای آن دسته بودو انتهای دیگرش  مانند چاقویی تیز  بود  . کسی که مسئول بریدن بود دسته ی شان بْر را می گرفت و با سر تیز آن  شانهای عسل را از کندو جدا کرده و به دست همراهان می داد همراهان زنبورهای سالم روی  این شانها را با یک جاروی نرم جدا کرده و احیانا اگر زنبور مرده ای یا زخمی بر اثر چاقوی تیز شانبر روی شان چسبیده بود برداشته می شد و در فاصله ای بیست متری از کندوها به یک نفر دیگر داده می شد تا در ظروف حلبی قرار داده شوند . کاری که کماکان هنوز هم در برداشت عسل کندو های قدیمی سبدی انجام می دهند . لازم به ذکر است که سختترین وظیفه در این اکیپ برداشت عسل کندوهای بومی در درجه اول به عهده ی برنده شانها و در درجه دوم به عهده ی مسئول چیدن شانها در ظروف بود .

با این اوصاف گفتیم با یک چارقد و با روی باز نشستن پشت کندوها و بریدن آنها و نیش خوردنهای پشت سر هم کار سختی بود و دل شیر می خواست . مرحوم محمد حسین انصاری- مرحوم کربلا عباسعلی   مرحوم کربلا ابراهیم م مرحوم خلیل آقا  مرحوم مشهد خلیل حبیبی که قبل از زنبوردار بودن خادم در بار امام حسین بود که چندین خاطره هم از او نقل خواهد شد و حاج نوراله هم یکی از این افراد بود .

بهر حال حاج نوراله که ما راوی داستان او هستیم چارقد را به سر بسته و مشغول بریدن شانها بود و گاه گاهی  زیر لب ناسزاهایی به زنبوران که چشمها و صورت او را نیش می زدند حواله می کرد و هراز گاهی نگاهش به دست جوانانی بود که وظیفه پاک کردن شانها به عهده آنها بود و هی هشدار می داد بچه ها انگشت خود را در شانها فرو نکنید و آنها را زخمی نکنید چون از زیبایی شانها کاسته می شد . یا شانها را محکم بگیرید که از دستتان نیفتد گاهی پیش می آمد که بر اثر درد نیش زنبوری جوانی شان را ول کرده روی خاک می انداخت . و کار همین جوری پیش می رفت .

نزدیکهای ظهر بود از دور مردی کیف بدست دیده می شد که معلوم بود قصد رفتن به روستا را داشت و چون به نزدیک حلبی های پر از عسل رسید کیف خود را بر زمین گذاشت و شروع به احوال پرسی کرد و بعد دعای معروف آلله برکت ورسین را حواله جمع نمود . اسداله حواسش با او بود ولی از او هیچ شناخت قبلی نداشت . ولی عده ای فهمیده بودند که او سلمانی  دوره گرد روستا ست و در هر ماه یک بار به این روستا و روستاهای دیگر سر می زد و البته در کیف خود لوازم دندانپزشکی آن روزکار را هم  داشت .

در حقیقت سلمانی آن دوره ها چندین کار دیگر هم داشت از جمله کشیدن دندانهای پوسیده و درد زا و کارهای دیگر ... .

به هر حال در کنار کسی که عسلها را در حلبی می چید نشست و از عسل طبیعی که در یک دوری (بشقاب) برایش گذاشتند نیز کمی خورد و مشغول گپ زدن با افراد شد سر انجام اسداله هم به راز شغل او پی برد و از کنجکاوی هایش کاسته گردید . در این اثنای خوش و بش کردنها حاج نوراله که پشت سبد ها نشسته بود و مشغول بریدن شانها بود و بانوشی نیش هم می خورد احساس کرد که سرعت بردن شانها توسط بچه ها کمتر شده و شانهایی را که می برید رو دستش می ماند سرش را بلند کرد و دید غریبه ای در کنار حلبی ها نشسته است . و اوست که با به حرف کشیدن گروه  سرعت کار را پایین آورده است و از اسداله که داشت به او نزدیک می شد پرسید : اسداله اون غریبه کیست ؟

اسداله با صدای بلند جواب داد حاج نوراله عمو اوغلی السلمانی منّی و حاجی فهمید که آن مرد سلمانی می باشد اما این عبارت شیرین اسداله مزه  تلخ و درد نیشها و خستگی حاجی را از تنش بیرون آورد و همه به مدت طولانی قهقه را سر داده بودند و راستی گاهی یک فرد ساده و عامی جملاتی را خلق می کند که به شیرینی و شوخی عبارات  عبید زاکانی و شیخ سعدی می شوند .

   ***مطالب اضافی و توضیحی مرتبط با   داستان

سلمان فارسی یا روزبه از صحابه ایرانی مشهور محمد (ص ) ، پیامبر عزیزاسلام بود که محمد او را ازاهل بیت خواند. او با این که پسر یکی از زمین داران ایران بود، زرتشتی باقی نماند و سال‌ها در پی حقیقت و دین راستین به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس توسط محمد آزاد گشت. سلمان فارسی که دانش‌های ایرانیان را می‌دانست از مشاوران پیامبر اسلام از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بوده‌است. او در انتهای عمر خود والی مدائن گردید

 * یک مورد از کوچ دادن کندو ها از یک منطقه به منطقه دیگر در قدیم را که شنیده ایم برایتان نقل می نماییم لازم به ذکر است کندوها را روز نمی توان کوچ داد و بهترین موقع شب است  که هوا تاریک و خنک است . حد اکثر ۴ کندوی سبدی را بار چهار می شد .

دو برادر به نامهای یوسف و باقر که کندو های خود را با چهارپا از چورس  به آلی قویروق می بردند در حمزیان براثرتاریکی و مه آلود بودن هوا راه خود را گم می کنند. که یوسف فکری به نظرش می رسد که چون آنها با الاغها یک بار این مسیر را آمده بودند حدس می زند که این حیوانها راه را بلد هستند و همینطورهم می شود و  حیوانها را بحال خود می گذارند و آنها راه را پیدا کرده و خود را به کندو گاه در آلقویروق می رسانند  .  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/17ساعت 8:6  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

کندوهای سبدی نواحی کردستان که با چوبهای کوچک بافته می شد

-البته دور این سبد با کاهگل یا تپاله گاو گل اندود می شد - این کندو ها در سالهای 1345-1347که کندوهای شهرستان خوی بر اثر یک بیماری از بین رفت  از کردستان خریداری شدند و تبدیل به کندوی مدرن گردیدند  که البته این کندو ها هم در همان سال از بین رفتند  - به گفته کسانیکه به مرز ایران در نواحی مریوان رفته بودند  . آنها خود در کافه  می نشستند و یک نفراز اهالی که به امر زنبور داری وارد بود  به روستاها مراجعه میکرد و این کندو ها را خریداری می کرد البته یک نوع کندوی کوزه ای ( از سفال ) هم بود که متاسفانه نمونه آن باقی نمانده است . این اطلاعات بعدا تکمیل خواهد شد - اسامی دو نفر از کسانیکه از کردستان کندو خریدند ۱- حاج تاروردی حسن پورو باقر سلطان بیگی عکس کندوی سبدی  زنبور عسل نواحی مرزی مریوان کردستان - ایران 

l4w1fn7700axdp37oy2t.jpg

کندوی سبدی بومی کردستان از نمایی دیگر

+ نوشته شده در  جمعه 1390/05/14ساعت 7:55  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

زنبورداری سنتی در چورس

زنبورداری بومی در ایران –  آذربایجان غربی

تغییرجهت دادن شانها در کندوهای بومی ( سبدی ) سرد وگرم کردن کندو

چکیده مطلب :

زنبورداری ایران درحال حاضربصورت سنتی – مدرن مدیریت می شود ,و بتدریج بخشی ازمطالب و اصطلاحات  زنبورداری قدیمی یا سنتی فراموش می شود سمبل زنبورداری سنتی کندو های لوله ای سبدی یا کوزه ای و تنه درختی  می باشد که البته درگذشته کتابهایی در مورد زنبورداری سنتی و سبدی نوشته شده است اما این مطالب از زبان متخصصین دانشگاهی فن زنبور داری  یا کارشناسان ادارات ذیربط بوده است . و نوشته هایی ازخود زنبورداران دیده نشده است .    بنده تا حد توان درمورد کندو های سنتی سبدی مطالبی ارایه کرده ام ودراین مقال به مواردی دیگر اشاره خواهم کرد . باید بگویم که زنبورداران حرفه ای سبدی به تدریج تعدادشان کم می شود اگر چه این زنبورداران سبدی اطلاعات بیشتری در سینه دارند  اما باید اذعان کنم که درنوشتن و یادگاری کردن این دست مطالب قدمی برنمی دارند وبنابرین به نظر می آید بنده منشی فرهنگ زنبورداری سنتی محسوب می شوم و آن را یادگاری اش خواهم کرد و یادگارگذاشتن  فرهنگ زنبورداری سنتی و اینکه مردم قدیم چقدراز زنبورداری می دانستند ارزش وقت صرف کردن را دارد  .

ابتدا این سئوال پیش می آید که اساس کار آقای دادان که ابداع کندوی جعبه ای یا مدرن کار او بوده است چیست ؟ و الگوی تبدیل کندوهای بومی به مدرن چه بوده است ؟

دانشمندان حشره شناس متوجه شده اند که فاصله ای که زنبوران یک کندودر هنگام بافتن دو شان باقی می گذارند یک عددی ثابت وچیزی بین 7 تا 8 میلیمتراست واگرما دربهارعمدا فاصله دو شان یا قاب ( چهار چوب – رامکا )را از مقدارطبیعی آن کم یا زیاد کنیم این تغییر بدون پاسخ نخواهد ماند مثلا اگرفاصله دو شان را 16 تا 20میلی متر بکنیم زنبوران درمیان این دوشان قبلی یک شان جدید درست خواهندکرد ( موم هرز می بافند )  و اگر فاصله دو شان را کوچکتر از7 یا 8 میلیمتر بکنیم زنبوران این فاصله را با موم ( بره موم ) پرخواهند کرد ( یعنی در کمتر از این فاصله نمی توانند موم ببافند . پس نتیجه می گیریم که زنبوران درخانه سازی خود حریمی دارند که خود آنرا رعایت می کنند.  

به نظرخود بنده این فاصله بین دو شان مقداری است که دو زنبور که روی دو شان مجاورقراردارند و پشت شان به یکدیگراست می توانند هرکدام روی شان مجاورحرکت و فعالیت روزانه بکنند بطوریکه یکی مزاحم آن دیگری نشود مثلا درروی شان شماره 1 زنبورپرستاری مشغول به تغذیه نوزادان و سرکشی به حجره ها می باشد درهمان حال زنبوردیگرروی شان شماره 2 درحال تخلیه شهدی است که ازگلها آورده است وبدون اینکه مزاحم یکدیگر شوند. لذا دادان با پی بردن به این راز تغییر ناپذیر توانست چهارچوبها را با فاصله مورد نظر ساخته وکندوی مدرن را شکل دهد .  حال دانشمند دیگری بعد ها فرم کندوی دادان را تغییر داد و آنرا به قابهای کوچکتری در آورد تا حمل و برداشتن آنها آسان باشد که به نام خود او  "   لانگستروت   " معروف شد . که در ایران به نام کندوی مدرن یا جعبه ای و یا کشاورزی خوانده می شود .

کندوی سرد یا گرم  

درکتاب اطلس زنبورعسل کندوها به دونوع تقسیم بندی شده وشکلهای آنرا نیز کشیده اند البته این تقسیم بندی درمورد کندوهای مدرن دادان یا لانگستروت  می باشد . برای اینکه گرمای داخل کندو حفظ شود زنبوردارمی تواند شان کندو های خود را موازی با سوراخ پرواز بچیند به طوریکه زنبوروقتی داخل کندومی شود بدون برخورد با مانعی از لای دو قاب مجاور می تواند تا انتهای کندورا طی کند ( در کندوی سبدی به این حالت تیره می گویند )  اما وقتی قابها عمود بر شانها است (کندوی گرم )بطوریکه زنبوری ازبیرون وارد کندو شود به مانع ( شان ) برخورد می کند ( در کندوی سبدی به این حالت راسته می گویند )  و همچنین در کندوهای سرد تهویه ای که کندو انجام می دهد راحت تر است و برعکس در کندوی گرم سخت تر است .

تنها اشاره ای که در این مورد ( کندوی سرد و گرم ) شده است در اطلس زنبور عسل است و غیر از آن بنده درهیچ کتابی ندیده ام و این مطلب تداعی شد که درکندو های سبدی خود زنبوران کندو گرم یا سرد بودن را تعیین می کنند .

و در ایران تا آنجا که میدانم قبل از بنده هم کسی در مورد کسی بحثی نکرده است به عبارت دیگر این جانب اصطلاح کندوی گرم و سرد را در کندوهای سبدی  بومی سازی  کرده ام

البته نوعی دیگر نیز بین این دونوع وجود دارد که زنبورداران سنتی به آن "نرمه"  می گویند و آن جهت شان نه عمود و نه موازی سوراخ پرواز است و حالتی مابین این دو است و آن جهتی است که شانها بصورت مورب بافته می شود که می شود گفت که کندو نه گرم است و نه سرد و حالت میانه است .

اما اینکه چرا زنبوران یک کندو آن را گرم طراحی می کنند معلوم نیست اما می توان گفت که کندو های با جمعیت زیاد ترجیح می دهند کندوی سرد درست کنند ( موم را تیره ببافند ) و کندوهای متوسط کندوی گرم را ترجیح می دهند ( راسته ببافند ) . حال این راسته بودن و تیره بودن یا نرمه ( مورب ) چه محسناتی و معایبی دارند ؟

بریدن شانهای سبدی راسته بسیار راحت است و در عین حال زنبورها در اثر نوک چاقو کشته نمی شوند

به شانها لطمه ای نمی رسد  و بعد از بریدن شان و بیرون آوردن آن زنبوران از آن براحتی جدا می شود و در ظرف حلبی براحتی چیده می شود و اگر با حوصله و در ظرف مناسبی چیده شود خیلی زیبا و ویترینی می شود در حالیکه شانهای تیره شبیه شانهای چهار چوبه می باشند و چون از ابتدای سبد تا انتها ادامه دارند بریدن آن سخت است و بیرون آوردن آن سخت تر که از چند جا می شکند و از زیبایی عسل می کاهد و از جاهایی که شان می شکند عسل جاری می شود و زنبوران روی شان در آن غرق شده و تلف می شوند .

حال زنبورداران حرفه ای قدیمی بتدریج که کندوی سبدی موم می بافند شانها را بتدریج کج کرده و تیره را  به نرمه و یا اگر بتوانند به راسته تبدیل می کنند . و حتی تعدادی از زنبورداران با حوصله خود تکه ای از شان قبلا بافته شده را بصورت راسته به بخش جلویی کندو ی سبدی می چسبانند و به این ترتیب زنبوران را وادار می کنند که راسته بافی کنند . و لی بعضی مواقع زنبوران از او ÷یروی نکرده و همان تیره کار می کنند . در روزهای آینده عکسهایی را از این حالات مشاهده خواهیم کرد و حتی خم کردن شانهای تیره را .

حتی در مورد بره موم ( صمغ و شیره ی درختان ) هم و نحوه بکار گیری  زنبوران از نزادهای  متفاوت مطالبی را عرضه خواهیم کرد .

 

اما غیر از پر نفوس یا ضعیف بودن کلنی عوامل دیگری از جمله فرم داخل کندوی سبدی ؛ نحوه شکل چوبهای روزی ( چوبهایی که توسط زنبوردار و در قسمت قدامی کندو و به هدف استحکام و بافت موم در شروع به کار کندو قرارداده می شو) و  کلمه روزی منظور عسلی که برای ذخیره زمستانی در نظر گرفته می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/08ساعت 0:48  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

ادامه مطالبی از زنبورداری

 

واوحی ربک الی النحل

هیچ قنادی نشد استاد کار       تا که شاگرد شکر ریزی نشد

( این شعر برگزیده از کتاب محمد مشیری از سلسله انتشارات کشاورزی و دامپروری )

روش اینجانب در انتشار مطالب زنبورداری اینست که اولا هر نکنه که از علم زنبورداری قدیمی و سنتی را که شنیده ام و یا دوستانی تعریف می کنند جمع آوری نمایم .

ثانیا آن چیزی را که خودم در زنبورداری می بینم بنویسم   ضمن یاد از استادانی بزرگ مثل محمد مشیری و دکتر محمد سعید  مصدق از استادان دانشگاه اهواز   ودکتر کمیلی همکار قدیمی ایشان و دکتر علیزاده دکتر عراقی ها از زنجان و دکتر عبادی از اصفهان و مهندس شهرستانی آن موی سپید کرده در راه زنبور و از مجموعه دانشکده کشاورزی تبریز خصوصا دکتر اصغر پور که بنده از شاگردان افتخاری  آنها بوده ام  

روزگاری مور یس مترلینگ  سرش را زیاد داخل کندو ها می کرد و برای آنچه که در داخل کندو می دید ساعتها دلیل یابی می کرد . امروز هم بنده چون تحصیلات آکادمی زنبورداری ندارم این کار را انجام می دهم . و تنها با چند فرق زیر :

مترلینگ در زمانی تحقیق و فکر سازی می کرد که هنوز فون فریش در مورد رقص زنبور و دیگر تحقیقات های مهم توسط دانشمندان زنبور شناس به میدان نیامده بودند و همانطور که ما زنبورداری سنتی می کنیم او هم کتاب سنتی می نوشت  و نیز زنبور شناس سنتی بود . هرچند همانطور که خود او می گوید زندگی زنبور خود زوایای پیچیده ه ای دارد و قصدش این بوده که آن را پیچیده ترش نکند .

اما در زمان بنده خیلی از رفتارهای زنبور عسل شناسایی شده و پرده اسرار زندگی زنبور عسل کنار زده شده است و دانشمندان محاسبات ریاضی زیادی در مورد فعالیت های زنبوران انجام داده اند . و کشفیات زیادی در مورد  اعجاز آن صورت گرفته است. مثلا  محققین محاسبه کرده اند برای جمع آوری یک کیلو عسل - زنبوران باید یک دور کامل محیط زمین را بگردند .

و دیگر اینکه بنده بیشتر در مورد زنبورداری خواهم نوشت نه خود فیزیولوزی زنبور

با این مقدمه بتدریج مطالب را ادامه خواهیم داد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 1:23  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

پرنده ای به نام زنبورخوار

پرنده ای به نام زنبورخوار

چکیده

اکثر اساتید فن؛ زیست شناسان و دوستان زنبور دار شاید با این ادعای بنده موافق باشند که در شرایط نامساعد جوی ازجمله هوای ابری؛ بارانی و سرد در صبح و غروب  که پرواز زنبوران مختل می شود پرندگان زنبور خوار دسته جمعی به زنبورستان نزدیک شده و آنها را شکار کرده و پایین تنه را  جدا کرده و دور می اندازند وقسمت بالا تنه را می خورند و موقعی که هوا گرم تر و صاف می شود به علت تعدادزیاد زنبوران و احتمال نیش خوردن از زنبور از بالای سرکندو ها دور شده و به مزارع و محل آبشخورها که تراکم  زنبوران درآنجاها نسبت به بالای سر کندوها کمتر است ودرحال جمع آوری شهد ؛ گرده  ویا آب می باشندحمله برده  و به شکار مشغول می شوند . حال بحث به اینجا کشیده می شود که زنبوران در مقابل این پرنده های شکاری چکار می کنند و زنبورداران  در این راه چکار می کنند ؟

به نظر اینجانب مهمترین عکس العمل عمل زنبوران در مقابله با شکار شدن  ماندن در کندو می باشد لذا زنبوران از آ   .

از صاحب نظران انتظار یاری داریم چون گفته های ما از راه گمان و مشاهدات می باشد لذا احتمال خطا وجود دارد .

                                                                                   ************

پرونده:Merops-apiaster.JPG

پرنده زنبور خوار اگر چه بال و پرهای زیبایی دارد اما از نظر زنبورداران یک آفت محسوب می شود . این پرنده به نامهای گوناگون شناخته می شود مثلا "زنبور خوار" ؛ "سبز قبا" و در آذربایجان " آری قاپان " 1.   این پرنده ها بطور گروهی زندگی می کنند وهرکجا که زنبورعسل و یا حشرات هستند حضور دارند . این است که آنها را درمحل کوچهای زمستانی زنبورداران در جیرفت ؛ دزفول و درمحل اتراقهای موقت بین راهی مثلا خرم آباد  دیده ایم  درسال 1361درحومه جیرفت تعداد آنها دراطراف زنبورستانها زیاد شد وحتی ملکه هایی که برای جفت گیری به هوا می رفتند برنگشته ودرمسیرخود طعمه پرنده ها می شدند ( از200بچه کندوکه بروش تقسیم گرفته شده بودند حدود 180تا بی ملکه شدند )  و حتی کاربه جایی رسید که دیگرفعالیت زنبوران درخارج کندو متوقف شد و یک زنبور از کندو بیرون نمی آمد و زنبورداران آن را بحساب گرمی هوا و شرایط نامساعد جوی می گذاشتند بطوریکه جهت امتحان با چکش به جعبه کندو ضربه می زدند که بازهم نتیجه ای نمی داد ومثل اینکه زنبوران خود را حبس کرده بودند . البته حدس زده می شد که یکی از عوامل این عکس العمل ترس از پرنده ها باشد . به نظر می آید زندگی این پرنده  مانند پرستو باشد . بهر حال در سر راه جیرفت به آذربایجان در حوالی باغهای کرج مستقر شدیم و جددا به بچه هایی که گارگر تخمگذار شده بودند مجددا تخم روز دادیم تا از نو ملکه درست کنند .

دراین روزها که زنبوران بنده درروستای میر زکریای شبستر مستقرند و هوا هم ابری می باشد حمله زنبورخواران نیز زیاد می باشد بطوریکه از صبح تا غروب و بدون وقفه بالای سرکندو مانور داده و به شکار زنبوران می پردازند وجالب اینست که به نظر می آید بدلیل کم بودن تعداد کندوها و خلوت بودن محیط آن قاعده ی را که ما در اول نقل نمودیم رعایت نمی کنند . یعنی ما بر اساس مشاهدات خود فکر می کردیم زنبور خواران

درمواقعی که هوا نیمه ابری و بارانی است و پرواز زنبوران در این شرایط کم است پرنده ها فرصت حمله را پیدا می کنند درحالیکه درموقعیت فعلی دروسط ظهروهوای گرم نیز این پرنده ها در زنبورستان حضور دارند و فقط غروب که وقت پرواز است از آنجا دور می شوند و زمان رفتن وقتی است که قبل ازتاریکی خودشان را به منزل شبانه شان که شاید دره ها و تپه ماهورهای ارتفاعات شمالی یعنی دامنه جنوبی کوههای میشو باشد و

تنها بعد از رفتن این پرنده ها هست که زنبوران در فاصله 20 دقیقه مانده به تاریکی شب چرخی می زنند و برای آوردن آب می روند .

به نظرمی رسد زنبوران از صدای پرنده ها  متوجه خطر حضور آنها می شوند و داخل کندو می مانند و برای برون رفت از این وضعیت یا باید کوچ کرد و یا در صورت اجبار به ماندن باید موارد زیر را رعایت کرد :

1-    چون زنبوران از ترس بیرون نمی روند برای اینکه از فعالیت و تخمگذاری عقب نمانند باید با شکر تغذیه شوند تا حداقل در گرسنگی نمانده و تخمگذاری و تکثیر نسل را ادامه دهند .

2-    درمحوطه باید سرو صدا ایجاد کرد ( با حلبی یا وسایل دیگر ) هر چند گاهی از سرو صدا هم نمی ترسند درهرحال دورنگاه داشتن پرنده ها از محوطه پرواز زنبوران آنها را از حمله مستقیم  درامان نگه می دارد .

3-    از استقرار کندوها در مناطق تجمع این پرنده ها خودداری کنیم محل تجمع این پرنده ها در کنار دره های فصلی و طویل است این پرنده ها در محل هایی که قبلا موشها در دیواره های دره ها دالانهای طویلی ایجاد کرده اند تخمگذاری می کنند .

در سالهای گذشته داروی مایع ( خوراکی ) به بازار آمده بود به نام پرزین که جهت مقابله با کنه ی وارو وا بکار می رفت  وقتی این دارو در لابلای شانها ریخته می شد و زنبوران آن را می خوردند هنگامیکه پرنده ها این زنبورها را شکار می کردتد تلف می شدند گزارش شده بود که در منطقه کردستان وحومه  ارومیه  زنبورداران کیسه هایی از لاشه های فلج شده و مرده ی این پرندگان را جمع می کردند البته این دارو دیگر وارد نمی شود . جالب است که چون زنبورداران از دست پرنده ها به جان آمده بودند برروی زنبورهای کندوهای بی ملکه را که کارگر آنها تبدیل به کارگر تخمگذار شده بودند و به درد کار زنبوردارنمی خوردند پرزین می پاشیدند و آنها را پرواز می دادند و به این ترتیب پرنده ی بیشتری مسموم و تلف می شد .

4-    درمواقعی که پرنده ها دربالای سرکندوها قرار دارند ازباز کردن درب کندو ها خوداری کنیم مشخص است که زنبوران در زمانی که مورد بازدید قرار می گیرند بیشتردر دور وبر پرواز می کنند و در نتیجه بیشتر شکار می شوند . 

5-    در جهت جلو گیری از تلفات بیشتر زنبورداران شهرستان سراب کار جالبی را انجام می دادند که البته نگارنده فقط آن رابه نقل شنیده است . یکی از کارشناسان اداره کشاورزی که درسالهای 62-63مسئول بخش زنبورداری سازمان دامپروری بود می گفت  :  درجلسه ای که درآن سالها درسازمان دامپروری مرکزتشکیل شده بود و تعدادی از زنبورداران نقاط مختلف کشورنیز حضور داشته اند . یک زنبورداراهل سراب می گفته که برای جلوگیری از خسارت پرنده ها چند عدد قرقی را پرورش می دهند و آنها را درمحوطه زنبورستان قرارمی داده اند و چون پرنده های زنبورخوار از صدای قرقی می ترسیدند از نزدیک شدن به محوطه زنبورستان ابا می کردند .  

نتیجه گیری :  زنبوران برای اینکه از شکار شدن در امان بمانند در کندو می مانند و اگر این کار روزها هم طول بکشد ادامه می یابد.

 اما علیرغم داشتن صبرزیاد ؛ حوصله و پرکار بودن ؛ زنبوران بر حسب ذات خود گول هم می خورند و این ضعفی بسیار بزرگ برای این حشره محسوب می شود.

از جمله گاهی مشاهده می شود زنبوران در موقع حمله پرنده ها به تعقیب پرنده ها می پردازند و در این مسیر توسط همان پرنده و یا پرنده ای که از پشت سر می آید شکار می شود و این همان نقطه است که زنبور در طول زندگی خود نخواسته و یا نتوانسته بر شعور خود اضافه کند و زود تسلیم تحریک و عصبانیت می گردد  مثلا زنبور در مواجه با یک پارچه کُرک به آن نزدیک می شود و گاهی ساعتها با آن مجادله می کند وبعضا مشاهده می شود دهها نیش زنبور بر روی یک پارچه ی کرکی مانده است و نیش زدن همان و جان خود را از دست دادن همان.  گاهی خود را ازخشم به عسل مایع  و یا به آب می زند و جان خود را ازدست می دهد ما جهت جلوگیری از خسارت جدی راه کوچ را به منطقه سیوان – یام را انتخاب کردیم . 

*** 1-  کلمه "آری قاپان"  را آقای مهندس خطیرمهندس اداره کشاورزی شهرستان دزفول از زبان زنبورداران آذربایجانی" آری قاپون " تلفظ می نمودند این مهندس دلسوزدرحل مشکلات زنبورداران که از نقاط دیگر کشور برای زمستان گذرانی به استان خوزستان کوچ می کردند سعی تمام داشت.  نام این پرنده باعث شد تا نامی از این مهندس خوب برده شود . 

این مطلب و دیگر مطالب نوشته شده  وب با تذکر دوستان قابل اصلاح است منتظریم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/05ساعت 20:9  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

زنبور عسل در تکاپو

زنبور عسل در تکاپو

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 8:20  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

کندوی سبدی زنبور عسل از قسمت جلو

کندوی سبدی از سمت سوراخ پرواز
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 8:15  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

داخل کندوی سبدی از نزدیک - زنبور عسل در حال موم بافی

زنبور عسل در تکاپو
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 8:3  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

توصیف عکس های زنبور داران اردبیل

این عکسها را در شهر اردبیل از ویترین تبلیغی فروشگاه های عسل گرفته ام که رابطه ی نزدیک انسان و زنیور عسل را نشان می دهد .

گرفتن این عکسها هنگام بچه دهی راحتتر است که زنبوران آرام هستند . در بقیه حالت ها نمی توان این همه زنبور را یک جا جمع کرد .  

این عکسها ی جالب باید قابل توجه کسانی باشد که از نیش زنبور می ترسند .  18/4/89

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 8:19  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

زنبورداران استان اردبیل

زنبورداران اردبیل

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 8:9  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

زنبور داران استان اردبیل

زنبورداران استان اردبیل

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 7:46  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

زنبور داری در اردبیل

کاری از زنبور داران اردبیل
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 7:38  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

چگونگی تشکیل خوشه ی کندوی عسل هنگام بچه دهی

بچه دهی زنبور عسل در کارگاهی در شهرک شهید یاغچیان تبریز

                                                       

 ساعت 11صبح   23 خرداد ماه 1389 بود. هرکسی در کارگاه در قسمت خودش کار می کرد . عده ای جوشکاری می کردند و تعدادی آرماتور بندی و قالب بندی و اکیپ بتن ریزی هم بکار خود مشغول بود   که یک دفعه در بالای سر اکیپ بتن ریزی  صدایی پیچید  واین  صدا از تعدادی زنبوران عسل در حال پرواز  بود .

 آنها در فضا چرخ می زدند تا اینکه در اسکلت فلزی درنقطه اتصال تیر اصلی و لانه زنبوری جایی را انتخاب کردند . نمی دانم چه چیزی و شاید یک تصادف علت این انتخاب محل بود  و شاید شکلهای لانه زنبوری تیر آهن که هم فرم با لانه ها ( شانها) زنبورعسل است . خلاصه آمده بودند تا یک خوشه تشکیل بدهند .

خوشه زنبورعسل در مقابل چشمهای پرسشگر افراد کارگاه تشکیل  و بزرگتر می شد . و سر انجام تمامی زنبوران زنجیر زده و به حالت آویزان  جمع شدند. اما امکاناتی که می توانستیم این بچه را در یک کندو بگیریم از محل کار دور بود  و تا خواستم  بروم وسایل بیاورم کنجکاوی افراد کارگاه گل کرد و به خوشه نزدیک شده و آنرا پراکنده کردند .  و تنها کاری که توانستم انجام بدهم گرفتن فیلم و عکس از مراحل تشکیل خوشه بود  که شما را به تماشای آنها دعوت می کنم .

اما به فکرم سئوالی  رسید که  انسان چقدر در محیط زیست اطراف خود دست کاری کرده است که کندوی عسل بجای شاخه ی درخت ؛ شاخه آهن را انتخاب می کند .

 دانشجوی عمران - بهزاد سلطان بیگی  23/3/89 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/02ساعت 8:57  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

تجمع پایان یافته است - عکس 3 ( عکسها به ترتیب نگاه شود)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/02ساعت 8:16  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

بچه زنبور عسل بر روی تیر آهن تجمع می کند - عکس 2

بچه دهی زنبور عسل
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/02ساعت 8:12  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

انتخاب محل توسط بچه - عکس 1

بچه دهی زنبور عسل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/02ساعت 8:3  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

در مورد مشکلات زنبور داری نقل از دنیای سبز

مشکلات زنبورداران در گفتگو با مدیرکل دفتر مبارزه با بيماري هاي زنبور عسل

دامپزشکی وظیفه توزیع دارو ندارد

 


 ساناز فرمند


كندوها از زنبور تهی و خالی شده اند. زنبورها دیار و سرزمین ما را ترك می‌كنند. آنها دچار سرگردانی شده‌اند. پیش از این  گمگشتگی برایشان قابل پیش‌بینی نبود. رفتار زنبورهای نوع‌دوست هم واژگونه شده است. زنبوردارها از وضعیت موجود و احتمال ادامه آن نگران هستند. زنبورهای عسل به كوچ دسته‌جمعی روی آورده‌اند. این اتفاق باعث شده كه تعداد زیادی از كندوهای كشور خالی از زنبور شود. در كنار كوچ باید به مرگ گسترده زنبورها هم اشاره كرد. در مورد دلا‌یل نابودی زنبورها حرف و حدیث بسیار است. پس از کشمکش های فراوان در سال 87 که مسئولین این مسئله را جدی نمی دانستند و از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی می کردند، دکتر کوروش فضایی مدیرکل دفتر مبارزه با بيماري هاي طيور، زنبور عسل و كرم ابريشم این مسئله را جدی تلقی کرده و به ابهامات مابین  دفتر مبارزه با بيماريهاي طيور و اتحادیه زنبورداران پاسخ داده است
   آقای دكتر! گاه از قول مسئولان امر می شنویم که فرار زنبورها از کندوهایشان در ایران امری طبیعی بوده و به تدریج حل می گردد. آیا این سخن صحیح است؟

به نظر نمی رسد شخصی از سازمان دامپزشکی اعلام کرده باشد عارضه فرار زنبورها امری طبیعی است. عارضه "سی.سی.دی" یعنی کاهش جمعیت زنبوران در برخی زنبورستان ها است. این اتفاق همانگونه که به درستی به عنوان یک عارضه شناخته می شود موضوعی است که بیش از 30-20 سال در بسیاری از کشورها مطرح بوده و عوامل بسیار متعددی را برای آن بر شمرده اند. این عوامل عمدتا ناشی از تغییرات در محیط و طبیعت بوده که توسط جمعیت انسانی ایجاد شده است. از جمله این عوامل بسیار متعدد و متغیر که در منطقه های مختلف می تواند متفاوت باشد انواع آلودگی های محیطی مانند: هوای آلوده، وجود ذرات گردوغبار در هوا، سموم آفت کشی و حتی امواج الکترومغناطیسی و رادیویی که در زنبورستان ها وجود دارد اشاره کرد. مسلما در کنار این عوامل، عوامل میکروبی مانند: نوزما هم بر شدت این موضوع می افزاید. لذا مقابله با پدیده و یا عارضه کاهش جمعیت زنبوران در هر زنبورستان منوط به شناخت عوامل درگیر و اصلاح این عوامل، مقابله با بیماری های احتمالی، اصلاح مدیریت بهداشتی و مدیریت پرورشی، اصلاح نژاد است و در صورت لزوم تغییر مکان زنبورستان ها به مناطق غنی تر از لحاظ تغذیه ای، مناطقی که از گردوغبار، آلودگی و سموم آفت کش در امان است. تغییر مکان زنبورستان برای زنبوردار کار ساده ای نیست. در این رابطه در سازمان دامپزشکی، یک تیم مطالعاتی و تحقیقاتی حضور دارد. همچنین اتحادیه زنبورداران و مرکز تحقیقات و دانشگاهی تشکیل شده است که نتایج بررسی ها و توصیه های حاصله ر ا به صورت مستمر به اطلاع زنبورداران می رساند.

   به نظر می رسد راهکارها بسیار تئوریك بوده و سازمان دامپزشکی کمک های عملی به زنبورداران ارائه نمی کند؟

نباید از سازمان دامپزشکی انتظار داشت مانند دهه های قبل دارو، سم، کمک های مالی و... را توزیع کند. پیش تر هم اشاره کردم که دولت این بخش از فعالیت ها را به بخش خصوصی واگذار کرده است. لذا انتظاری که بعضی از مسئولین از سازمان دامپزشکی دارند انتظاری غیرمعقول است. دولت در هیچ کدام از دامداری ها وظیفه توزیع دارو برای درمان دام ها یا حتی پیشگیری از بیماری ها را ندارد. وظیفه سازمان دامپزشکی در دنیا نظارت بر بیماری ها، کنترل آنها، پیشگیری از بیماری ها و ارائه راهکار به دامداران است.

   چرا دولت با وجود ملاحظه این مشکلات باز هم توزیع دارو را از وظایف و تعهدات خود حذف کرده است؟

دلیل حذف این مسئولیت از سوی دولت این بود که دخالت دولت برای حل یک مشکل باعث ایجاد مشکلات دیگری می شد. درحال حاضر نظارت دقیقی بر روی زنبورداران قسمت های دور افتاده وجود ندارد. حتی اگر سیاست دولت این بود که داروهای رایگان بین زنبورداران توزیع کند چطور اطمینان حاصل می شد که این داروها در دسترس زنبورداران دچار مشکل قرار می گیرد و وارد بازار سیاه نمی شود؟ شاید بعضی مسئولین این فرض را در نظر بگیرند که اگر داروی رایگان در دسترس زنبورداران قرار بگیرد مشکلات زنبورداران حل می شود اما آیا مشکلات گریبان گیر زنبورداران تنها در کمبود دارو خلاصه می شود؟ مشکلاتی که زنبورداران با آن دسته و پنجه نرم می کنند مجموعه مشکلاتی است که وجود دارد. بنابراین توزیع دارو به هیچ وجه به تنهایی حلال مشکلات نیست. 
اگر یک بیماری خاص وجود داشته باشد و یک داروی خاصی هم برای رفع این بیماری وجود داشت، شاید مسئولین با اعطای یارانه برای خرید دارو اقدام می کردند. همواره در حین انجام تحقیقات نمایندگان زنبورداران نیز حضور داشته و بر کار نظارت می کنند. حتی مشکلات زنبورداران را هم مطرح می کنند که خود شاهد بررسی این مشکلات در جلسات هستند مگر در موارد خاصی مانند: بیماری جدید نوزما که در اغلب کشورها به صورت پیچیده ای وجود دارد. 

   نسبت با واردات زنبورز عسل و یا اصلاح نژاد  چه سیاست هایی دارید؟

مسلما پرورش متراکم و صنعتی هرگونه دام از جمله زنبور عسل، نیاز به اصلاح نژاد مداوم دارد. این امر خود مستلزم تولید و یا تهیه زنبور ملکه با مشخصات و نیازهای منطقه ای است. واردات هرگونه دام و فرآورده های دامی تابع ضوابط بهداشتی است که هر متقاضی می تواند با مراجعه به دفتر امور بین المللی و قرنطینه سازمان دامپزشکی نسبت به اخذ آنها و اقدام طبق ضوابط موجود، پی گیر موضوع باشد.

    
برخی مي گويند دارو به اندازه کافی در بازار توزیع نشده و یا داروهایی مربوط به سال های گذشته وارد بازار می شود. این اخبار تا چه اندازه صحیح است؟

همانطور که بارها به اطلاع متقاضیان از جمله اتحادیه زنبورداران رسیده است، سال ها است که سازمان دامپزشکی واردات دارو، توزیع و فروش آنها را به بخش غیر دولتی یعنی به بخش خصوصی واگذار نموده است. بنابراین هیچ ممانعتی درخصوص واردات قانونی دارو از طریق بخش خصوصی وجود ندارد.

   در حال حاضرکمک های سابق سازمان دامپزشکی را چه نهادی برعهده گرفته است؟

هیچ نهادی برعهده نگرفته است. حتی اتحادیه ها هم در هیچ جای دنیا این وظیفه را برعهده نمی گیرند. وارد کردن یک نوع دارو برای یکبار هیچ تاثیر مثبتی در از بین بردن بیماری ندارد بلکه داروها باید به صورت مستمر توزیع شود. توزیع یک نوع دارو حدود 4 میلیارد ریال هزینه برای اتحادیه در برخواهد داشت که اتحادیه توانایی مالی این حجم هزینه های هنگفت را ندارد. این هزینه ها تنها توسط دولت می تواند پرداخت شود. در حالی که در بخش تولیدی مصرف می شود. بنابراین خود تولید کننده باید هزینه های تولیدی را برعهده بگیرد که بعد از اتمام تولید از طریق سود حاصله از تولیدات به تولید کننده باز می گردد. زنبورداری ما باید با تکنولوژی های روز مدرن شود و آموزش های بیشتری داشته باشند که بتوانند از بیماری ها پیشگیری نمایند. فاجعه های زیست محیطی که یکی از علت های فرار زنبور ها است که در همه جای دنیا به شکل سرسام آوری وجود دارد. کشورهای امریکا و فرانسه سال ها است که با این مشکلات مواجه هستند.

   اتحادیه مي گويد که داروهای وارد شده توسط  بخش خصوصی 20 سال است که تغییر چشمگیری نداشته؛ به نظر شما مشکل کجاست؟

واردکننده یا یک سازنده مشتاق به خرید داروهای جدید حتی برای سود شخصی است. ما حتی اعلام کردیم اگر داروی جدیدی در دنیا وجود دارد،  پیشنهاد کنید شرکت ها وارد کنند یا مجوز شرکت دریافت نمایند که بتوانند داروهای جدید را وارد کنند. در این پیشنهاد سهل انگاری هایی از سوی زنبور داران و وارد کنندگان وجود داشته است. برای واردات دارو به کشور قوانینی وجود دارد مثلا داروهای وارداتی باید در یکی از اتحادیه های رسمی مانند: اتحادیه اروپا، امریکا، استرالیا و یا ژاپن مصرف شده باشد. سپس اجازه ورود به داخل ایران را خواهد داشت که باید آزمایش های مفید را طی نماید. فعلا داروی جدیدی که موثر و مفید باشد در جهان وجود ندارد اما در داخل کشور 2 شرکت داروهایی را در این زمینه تولید می کنند و چند شرکت دیگر هم تقاضای تولید داده اند.

    برخی مي گويند سازمان دامپزشکی جلوی داروي زنبور عسل را گرفته است. آیا شما این گفته را تصدیق می کنید؟

دفتری در سازمان دامپزشکی وجود دارد به نام دفتر دارویی که جلوی استفاده هرنوع دارویی که وارد ایران شود و مشکلاتی برای زنبور داران ایجاد کند یا از لیست داروهای جهانی خارج شود را می گیرد. در مورد زنبور چنین مشکلی تاکنون وجود نداشته است. مگر اینکه دارویی کیفیت لازم برای استفاده را نداشته باشد. در خصوص شرکت تولید کننده هم احتمالا مشکلاتی در دارو وجود داشته است. ممکن است کسی در تولید توانایی کیفیت مطلوب را نداشته باشد. داروهایی بوده که علیرغم استفاده آن در جهان، به دلیل اینکه مشکلاتی را در ایران ایجاد کرده است از توزیع آن جلوگیری شده است.

   
آیا مانعی برای تولید دارو در داخل کشور وجو دارد؟

در صورت رعایت ضوابط و قوانین حاکم هیچ مانعی برای تولید دارو در داخل وجود ندارد بلکه برعکس مورد حمایت و تشویق نیز قرار می گیرد. همان طور که قبلا اشاره کردم در حال حاضر دو شرکت در حال تولید است و سایر متقاضیان نیز در پی  راه اندازی خط تولید هستند.

   به نظر شما راه حل پیشرفت در زمینه زنبورداری چگونه حاصل می شود؟

زنبورداران ما احتیاج به حمایت دارند اما این حمایت بیشتر باید در زمینه بسترسازی باشد. نقش اتحادیه هم باید پررنگ تر شود، اولین نقش موثر اتحادیه آموزش بیشتر زنبورداران است و تنها به این روش است که می توان به آینده این صنعت امیدوار بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/22ساعت 7:48  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

کندوی سبدی قدیمی و نحوه بچه گیری

 

امروزه زنبور داری همانند رشته های دیگر مانند پزشکی – کشاورزی  - صنایع  تا حدودی با  اصول علمی پیش می رود پس روشن است که برخی روشهای قدیمی و لوازم مورد استفاده در آن ؛  کنار گذاشته شوند  . مثلا در زنبورداری قدیم از لوازمی به نام بره گیر – دوواخ استفاده می شد که در حال حاضر منسوخ شده اند یا در شمال ایران یک وسیله ای هست که به عنوان کشکول زنبور داری بکار برده می شد ( زمان بچه گیری )  ما برای ارج نهادن  به زحمات  زنبورداران ایران در قرون گذشته  و نگهداری از فرهنگ آن تلاش به جمع آوری مطالب ؛ لوازم  خواهیم کرد . و باید در این کار تاخیر نداشته باشیم . چون از زنبورداران نسل های گذشته در هر دیار  فقط چند نفر مانده اند که البته با شوقی وافر مشغول هستند .      

 

ازدیاد نسل زنبور عسل و زنبور داری در عصر گذشته

در حال حاضر زنبور داری به یک فن و صنعت تبدیل شده است و همه ی زنبور داران اطلا عات کافی از نحوه تکثیر و زاد و ولد دارند

اما در گذشته چگونه بوده است ؟

و یک زنبور دار چگونه عمل می کرده است ؟

در این مبحث سعی می کنیم به میزان اطلاعاتی که یک زنبور دار قدیمی از فن زنبور داری داشت پی ببریم .   

 

در خوی به اجتماع تازه متولد شده  زنبور عسل  ,  بٍچَه (BECHA) و در جاهای  دیگرپٌهره ( POHRA) می گویند . و درحال حاضر اصطلاح بچه درختی بکار برده می شود .

بچه دهی زنبورعسل بسته به دمای هوا و سرسبزی درهرمنطقه فرق می کند . در اطراف خوی و مراکان بعلت گرمی هوا کمی زودتر شروع می شود و در چورس کمی دیر تر.

می شود گفت که بچه دهی طبیعی از خردادشروع می شود و به گفته ی قدیمی ها هر زمان که خوشه جو هر منطقه شروع به سفید شدن می کند( در اصطلاح محلی  شروع رسیدن جو ها را سفید شدن یعنی آغارماق و شروع برسیدن گندم را سرخ شدن یعنی قیزارماق می گویند ). بچه دهی هم شروع می شود .

می دانیم که در گذشته کندو یا خانه ی زنبور به اشکال سبد چوبی و کنده درخت و کوزه ای بود و دقیقا نمی دانیم کندوی جعبه ای  که آقای دادانت آنرا ابداع کرده بود کی به ایران آمده است .   ( بنا به اظهارات آقای حاج تاروردی حسن پور از زنبورداران خوی ؛ اولین کندوی مدرن از کشور روسیه وارد شهر سلماس شد ) .  

اما قبل از شروع بچه گیری ؛  زنبورداران ابتدا باید سبد چوبی را از ترکه ی درخت یورگون و گیویر که هر دو در کناره رود ارس فراوان بود می بافتند   ) به طول حدود ۱۳۰ سانتی متر (  . سپس گل رس را با پهن حیوانات مخلوط کرده و سبد ها را از داخل و بیرون گل اندود می کردند برای اینکه سبدها زودتر خشک شوند اول داخل سبد را تمام کرده به مدت چند روز در معرض نور خورشید قرار می دادند.بعد از خشک شدن داخل؛ بیرون را گل اندود می کردند . بعد از خشک شدن سر سبد را گچ می گرفتند تا هم قشنگ  شود و هم در گچ سوراخی تعبیه می کردند تا زنبوران از آن رفت و آمد کنند ( سوراخ پرواز )  .  گچ امکان می داد که اسم صاحب آن درج شود . همه ی ما لوحه آیه ی شریفه  وان  یکاد را بر روی چوب و یا سنگ دیده ایم  و زنبورداران خوش ذوق   هنگام گچ گیری  این لوحه را در داخل قالب گچی تعبیه می کردند .

بعد از گچ گیری سه عدد چوب به ضخامت یک سانتی متر و طول حدود 30 سانتی متر ( به اندازه قطر کندوی سبدی )  را از قسمت سر سبد و در سی سانتیمتری آن به داخل سبد فرو می کردند و این کاررا به منزله محکم کاری در قسمت محل ذخیره عسل می کردند دو تا از چوبها را از دو جهت مقابل و بصورت ضربدری و چوب سومی را بصورت افقی فرو می کردند بصورتیکه این سه چوب یک مثلث را تشکیل می دادند چوب چهارم که به اندازه حدود 15 سانتی بود به گوشه مقابل سوراخ پرواز فرو برده می شد  و سر دیگر آن آزاد بود  به  وسط این مثلث می رسید که موم بافی از اینجا شروع می شد این کار برای محکم کردن اتکای شانهای عسل به چوبها ا نجام می شد تا هنگام حمل ونقل و هوای گرم نریزند بطوریکه می دانیم ریختن شانها همان وغرق شدن و  مردن زنبوران همان . یک چهارم  از حجم کندوی سبدی در یک طرف چوبها و بقیه در طرف دیگر چوبها  قرار می گرفت و در واقع با این کار کندو به دو قسمت می شد بخش اول را بخش ذخیره عسل زمستانی کندو می گفته اند و حتی این چند تکه چوب را چوب روزی می گفتند ( روزی آغاجی یا چوب ذخیره  ) . چوب چهارم را چوب پسگیره می گفتند . هنوز هم این شیوه  مرسوم  است در کل مزیت این کندو در فرم  ظاهری عسل و زیبایی شان است و طبیعی بودن موم آن و عیب عمده آن  در دسترس نبودن داخل کندو در مقایسه با کندوی جعبه ایاست ( هر وقت بخواهیم می توانیم داخل کندوی جعبه ای  را بررسی و مشاهده کنیم . )

بره گیر یا بهره گیر چیست ؟

وسیله ای که بچه گرفته شده و به یک کندوی جدید انتقال می یافت . امروزه از بره گیر استفاده نمی شود و لی در بعضی انبارهای زنبور داران قدیمی یافت می شود ( اینجانب یک بره گیر را در سال های 65 – 66 به دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اهدا نموده ام .

 یا بهره گیر تقریبا شبیه خود کندوی سبدی است اما از تخته در ست شده است مثل یک لوله ای  استوانه ای یک متری که قاعده ی  یک  طرف آن کوچکتر از طرف دیگر است . ضمنا دو چوب یک متری ضربدری هم ساخته می شد که در حالیکه یک طرف بره گیرکه به درب سوراخ پرواز خود کندوی مادر  گرفته می شد سمت دیگر آن  بر روی ضربدری قرداده می شد تا وقتی که تمام بچه و کلنی به داخل بره گیر وارد شوند و کار زاییدن تمام شود . بر روی آن تکیه کند .

این روش بچه گیری زمانی است که ما قبل از خروج بچه متوجه شده و و آنرا به بره گیر منتقل کنیم . اما اگر کمی تاخیر داشته باشیم بچه خارج شده و در روی درختان یا بوته ها و اگر چهار تاق ( چار داخ ) می نشیند که باید تا 2 ساعت گرفته شده و به کندوی جدید انتقال داده شود و الا برای همیشه زنبورستان را ترک خواهد کرد .

بعد از اینکه بچه درسبد گرفته شد آنرا به محلی که برای کندو های سبدی در نظر گرفته شده منتقل می کنیم و روی آنرا با خاک می پوشانیم تا خنک بماند .

یکی اززنبورداران مراکان نقل می کرد که ما بعد از گرفتن بچه زنبور به  کندوی سبدی آنرا روی زمین غلت می دهیم تا گیج شده و بهتر در کندو بماند  که البته از نظر ما درست نیست چون ممکن است در این حرکتها ملکه یا دیگر زنبوران آسیب بدنی ببینند .

مسلم است سالی که زنبوران زیاد بچه بدهند عسل کمتری خواهند داشت . در گذشته وقتی کار بچه گیری تمام می شد علاوه بر روی کندو ها به پشت آنها نیز خاک ریخته می شد تا هم در امنیت بمانند ( از دست کسانی که به دنبال عسل بوده اند ) و هم از غارت دیگر زنبوران در امان باشند . و ان خاک تا زمان برداشت می ماند .

در مناطق  خوش آب و هوا  عده ای از اهالی هر کدام تعدادی کندو برای خود نگه می داشتند و وقتی تابستان می شد  همگی در دسته های چند نفری کندوهای خود را به مناطق خنکتر کوچ می دادند . تا گل و گیاه بیشتری را در اختیار زنبوران قرار دهند . و جهت خاطر جمع شدن یک نفر نگهبان استخدام می کردند .

اما وقتی کندو کم بود مثلا ۵ تا ۶   تا . صاحب کندو نمی توانست به خاطر این تعداد محدود کندو برود در پیش آنها بماند و لذا بطوریکه شنیده ایم این فرد شبانه کندو های خود را به کوه مورد نظر حمل می کرده و  کوه را به اندازه تعداد کندو هایش می کند . و خاک آنرا بیرون می ریخت بعد با یک کانال عبور سوراخ پرواز را به بیرون از زمین ارتباط می داد . و خود به محل زندگی اش بر می گشت .

و این کانال به این خاطر بوده که افراد متفرقه متوجه کندو ها نشده و صدذمه ای به آنها نرسانند . و در فصل پاییز به پیش کندو ها برمی گشت و کندو ها را از زیر زمین خارج می کرد . و عسل آنرا بر داشت می کرد . ما شنیده بودیم و یا در رسانه ها خودمان دیده بودیم در بعضی نقاط کندو های کوزه ای یا کنده درختی را از درختها آویزان می کردند تا از آسیب های احتمالی در امان باشد . اما این مورد یعنی مدفون کردن کندو ها در دل کوه برای اولین بار است که توسط اینجانب مطرح می شود . از دوستانی که اطلاعاتی دارند تقاضای روشن شدن مطلب را داریم .

در این بحث  ازیک وسیله نام برده شده ولی توضیحی داده نشده و آن دوواخ ( DOOVAKH) ) است .

دووواخ ازمخلوط  خاکستر ؛  خاک رس و پهن حیوانات درست می شد و دایره ای به اندازه ی  قطر داخلی کندوی سبدی و ضخامت 1 تا 2 سانتیمتر و اما کاربرد آن :

برای اینکه زنبور از ابتدای کندو شروع به موم بافی کند دوواخ در قسمت عقب روزی گذاشته می شدو بعد از قرار دادن دوواخ ؛ بلیم یا پوشال (ساقه نرم برنج )  را در ته کندو با فشار پر می کردند تا زنبوران غارتی صدمه ای به جمعیت و ذخیره عسل آن   وارد نکند  (  . چون بعضی از کلنی ها میانه نشین  می شدند و از وسط سبد کار می کردند و این اشکالی در کار ایجاد می کند.  

و یک وسیله دیگر که معرفی نکرده ایم  کلمه آنا گیر یعنی وسیله ای که ملکه را در آن نگه می داشتند  چون در قدیم روشهای زنده نگه داری ملکه برای مواقع ضروری و معرفی آن به کندوهای یتیم یا بی ملکه ابداع نشده بود  )  می باشد و آن یک کندوی سبدی است در اندازه نصف و یک سوم کندوی معمولی و کاربرد آن :

 هر کندو بسته به مقدارجمعیت و ذات بچه دهی خود ( بعضی از نژادهای زنبور عسل بچه دهی  را زیاد دوست دارند) سه یا چهار و حتی بیشتر بچه می دهد  وقتی کندوی مادر سومین یا چهارمین بچه ی خود را می داد ( بچه سوم و چهارم یک کندو را سوز گک می گفتند و آن یک ملکه و حدود ۲۰۰تا ۵۰۰زنبور معمولی بود  و سوزگک بر روی درخت ی تجمع می کرد  زنبورداران 2 کار انجام می دادند :

1 -  ملکه آن را بر می داشتند تا بقیه جمعیت به کندوی اولی بر گردد .

2- این بچه ی را به یک آنا گیر ( کندوی کوچک انتقال می دادند ) تا زمانی که لازم باشد و مثلا ملکه یک کندو می مرد . این ملکه به جای آن معرفی می شد .  در واقع سوزگک یک هدیه قابلی است که از طرف کندو ها به زنبور دار داده می شود .  

 در حال حاضر وقتی یک کندو بی ملکه می شود . اگر خودش تخم روز نداشته باشد از کندوی دیگر یک قاب یا شان تخم یک روزه به این کندو داده می شود تا خودش ملکه تولید کند  و یا اینکه یک ملکه تازه تولد یافته در قفس معرفی می کنند و بعد از سه روز سوراخ قفس را باز کرده و ملکه را رها می کنند ولی  در صحبت های حضوری با زنبور داران قدیمی و سنتی متوجه شدیم که اگر چه آنها با تخم روز ملکه ( تیو ) آشنا بوده اند ولی  هیچوقت بارای ملکه دار کردن یک کندوی یتیمی از تخم روز یا تیو استفاده نمی کرده اند و وقتی که احساس می کردند که کندو بی ملکه است سر آناگیر می رفتند ویک ملکه و حدود ۲۰۰ تا جمعیت آنرا برداشته به کندوی یتیم می ریختند حال بسته به شانس ممکن بود کندوی یتیم  ملکه قدیم را قبول می کرد یا نمی کرد اگر قبول می کرد شروع به تخم گذاری و افزایش جمعیت و جمع کردن عسل  می نمود و گر نه از هم پاشیده می شد و بعد از مدتی کندو خالی  می شد  .

زنبورداران قدیمی همچنان زمان زادن و بچه دهی کندو را پیش بینی می کردند ( از رنگ و فرم  مومی که تازه بافته شده که رنگ آن از سفیدی به زردی می گرایید) و نیز اگرفعالیت عادی کندو  کند می شد متوجه می شدند که کندو تصمیم به زادن و تعویض ملکه زده است .

اصطلاح اوغار ساخ :  اگر کندو بخواهد بزایید شروع به تولید ملکه جدید می کند و به اصطلاح  جای ملکه درست می کند که اندازه  حجره ملکه چندین برابر  حجره ی یک زنبور کارگر است و داخل این حجره یک تخم روز می گذارد و آنرا با غذای مخصوصی ( ژله روآیال یا غذای شاهانه که غذای مخصوص ملکه است ) تغذیه می کند در صورتیکه غذای نوزاد یا تخم زنبور کارگر شهد و گرده است وقتی کندو  می خواهد بزاید چندین حجره ملکه درست می کند و حال اگر به هر دلیلی تصمیم بگیرد که از زادن منصرف بشود حالت اوغار ساق بوجود می آید در این حالت زنبوران حجره های ملکه را با دست خود  ساخته اند فبل از تولد

خراب می کنند . و لذا عمل بچه دهی نیمه کاره می مند البته خود جمعیت گاهی صدمه می بیند حتی بعضی وقتها از بین می روند .

دلیل اوغارساق شدن یک کندو بد شدن شرایط گل و گیاه و آب و هوا مثل باریدن تگرگ  و خشک سالی می تواند باشد اصطلاح فارسی آنرا نمی دانم اگر دوستان اطلاعاتی داشته باشند ممنون می شویم

*** هر جا که اشکالی در متن باشد با تذکر دوستان اصلاح خواهد شد

 

در آینده نزدیک  عکس های مربوطه در معرض دید دوستان قرار داده خواهد شد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/19ساعت 10:5  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

گل محمدی و زنبور عسل

گل محدی و زنبور عسل
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 12:10  توسط علی سلطان بیگی  |  آرشیو نظرات

[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 13:23 ] [ مجتبی عجم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آرشيو مطالب
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ